چکیده
زندگی نامه
دکتر مهدی کینیا (۱۲۹۷–۱۳۷۴) استاد دانشگاه، وکیل، حقوقدان و سیاستمدار معروف به پدر جرمشناسی ایران بود.[۱] کینیا تحصیلات مقدماتی و متوسطه را به ترتیب در دبستان نصرت پهلوی آمل و دبیرستان شاهپور بابل به پایان رساند، سپس به تهران رفت و وارد دانشسرای عالی شد و در رشتههای فلسفه و علوم تربیتی، لیسانس گرفت. کینیا بعد به دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران رفت و در سال ۱۳۲۹ با ارائه پایاننامه «الغای کاپیتولاسیون» موفق به دریافت لیسانس قضایی و سال بعد از آن لیسانس سیاسی شد. وی در سال ۱۳۳۰ به فرانسه رفت. کینیا مدرک دکترای حقوق قضایی خود را از دانشگاه پاریس فرانسه اخذ و در سال ۱۳۳۴ به ایران بازگشت. زندگی شغلی مهدی کینیا از دبیری دبیرستانها آغاز شد. وی در مشاغل دیگری نظیر ریاست دبیرستان، نمایندگی فرهنگ، معاونت و ریاست اداره کارگزینی نیز فعالیت نمود. وی سرانجام به تدریس در دانشگاه پرداخت و مدتی نیز ریاست کتابخانه دانشکده داروسازی را به عهده داشت.کی نیا استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران و همچنین مدتی عضو حزب ملیون و نیز عضو کانون مدیریت و جمعیت اتفاق ملی ایران بود. وی مؤلف کتاب مبانی جرمشناسی است.
درباره کتاب مبانی جرم شناسی
کتاب مبانی جرمشناسی ابتدا به کلیات و روش تحقیق در جامعهشناسی جنایی پرداخته و سپس درمورد «اگوست کنت»، تعریف جامعهشناسی جنایی، روش تحقیق در جامعهشناسی جنایی، فواید جامعهشناسی جنایی، آمار جنایی، تبهکاری، تغییرات تبهکاری برحسب مکان جغرافیای جنایی، تغییرات تبهکاری در زمان، تأثیر جنگ و تأثیر بحرانهای اقتصادی سخن گفته است. نژاد، مذهب، مهاجرت و نوع جامعه و تبهکاری نیز عنوان بخشهای پایانی کتاب حاضر هستند.
گفتار نخست: تعریف جرمشناسی
جرمشناسی یکی از جالبترین و ارزشمندترین و انسانیترین و مقدسترین و پرثمرترین رشتههای دانش است.
جرمشناسی یکی از جلوههای باشکوه و درخشان کنجکاوی ژرف و گسترده و همهجانبه دانشمندان و متخصصان بشردوست است. جرمشناسی، در این کنجکاوی، همه دانشهای تجربی و انسانی از روانشناسی، روانپزشکی، زیستشناسی، جامعهشناسی، علوم پرورشی، تاریخ، فرهنگ ملی، اقتصاد، آمار، بزهشناسی، و رشتههای دیگر از علوم را برای سعادت انسانی و جامعه به خدمت خود درآورده است. بهراستی جرمشناسی وعدهگاه تمام علوم است.
عالیترین هدف هر جامعه پیشرو متکی بر ارزشهای اخلاقی، شناخت انسان، این موجود ناشناخته، و فراهم کردن بهترین شرایط تجلی حریت و بلوغ و خلاقیت و اعتماد معنوی و تأمین رشد هر چه بیشتر اخلاقی و سعادت اجتماعی آن جامعه متعالی است.
در این زمینه جرمشناسی، در میان همه دانشها، از لحاظ جامعیت مقامی ویژه و والا دارد، مضاعفاً آنکه انسان و سعادت و سربلندی او هدف غایی اندیشه و کار جرمشناسی است.
شناخت عوامل جرمزا، پیشگیری از وقوع جرائم و نابهنجاریها، گشودن گرههای کور مشکلات اجتماعی، گذراندازی محیط زیست انسانی و بهسازی آن، تشخیص حالت خطرناکی و اصلاح اخلاقی و درمان تن و روان بزهکاران و پرورش مجدد آنان وجهه همت این دانش ترکیبی است.
جرمشناسی دانش پیشگیری از جرائم و مخاطرات است. جرمشناسی تلاش میکند تا جرم را در نطفه خفه سازد. جرمشناسی در اندیشه درمان و نجات بزهکاران است بنابراین هدف دیگر جرمشناسی، تولیدی دیگر، و روزی از نو برای رهایی بزهکاران و نوسازی معنوی و اخلاقی آنان است.
۲ ـ مبانی جرمشناسی
جرمشناسی میکوشد تا اجرای فرمان الهی: «عدل و احسان» را واقعیت بخشد و این دو رکن لازم و ملزوم زندگی اجتماعی بشر که متأسفانه رکن احسان آن تقریباً به دست فراموشی سپرده شده است، یکایک مورد عنایت صمیمانه قرار گیرد.
در این مقدمه کوتاه که به بیان اجمالی موضوع و هدفها و روش و اهمیت جرمشناسی اشاره رفت، میتوان از این تعریف را از آن استنتاج نمود:
تعریف:
جرمشناسی یا بزهشناسی رشتهای است از «علوم جنائی» که درباره «عوامل جرمزا» و کیفیت و امور و مقتضیات و شرایط فردی و محیطی و اجتماعی مؤثر در بروز رفتار جنائی یا «علل» وقوع جرم و….
اما وضع واژهٔ Criminologie چیست و از کجا چگونه ساخته است؟
پروفسور ژاک لئون بُته Jacques Léaute استاد کنونی دانشگاه حقوق و اقتصاد و علوم اجتماعی پاریس و مدیر انستیتوی جرمشناسی پاریس و مدیر پیشین انستیتوی علوم جنائی و دانش اداره زندانهای دانشکده حقوق و علوم سیاسی و اقتصادی استراسبورگ است که دارای آثار و تحقیقات شگرف علمی در زمینه جرمشناسی است، در صفحه ۱۲ کتاب خود «جرمشناسی و علم اداره زندانها» Criminologie et Science Pénitentiaire. P.U.F. 1972 مینویسد: سزار لمبروزو Cesare Lombroso (۱۹۰۹ ـ ۱۸۳۵) پایهگذار جرمشناسی، مؤلف کتاب «مرد جانی» L’homme criminel یا «انسان جنایتکار» نام این دانش را ابداع نکرده است. کلمه Criminologie را یک نفر فرانسوی به نام «توپینار» Topinard، نورشناخته و در اثر خود که به سال ۱۸۷۹ منتشر گردید به کار برده است. پس سال پس از انتشار اثر توپوگرافی، دانشمندی ایتالیایی به نام رافائل گاروفالو برای نخستین بار عنوان کتاب خود را Criminologia گذاشت.
این سال پس از نزول نوزدهم جرمشناسی ایتالیایی در مورد «مردمشناسی جنائی» Anthropologie Criminelle لمبروزو پدر «مردمشناسی جنائی» خواندند. اثر او به سال ۱۸۷۶ یعنی سه سال بیش از اثر توپینار فرانسوی انتشار یافته است. محتوای کتاب او که بعداً بهطور مشروح از آن سخن خواهیم گفت درباره ویژگیهای انسان جنایتکار و بررسی عوامل جرمزا یعنی دانش جرمشناسی است ولی خود آن اسناد، این واژه را به کار نبرده بود و دانش پرداخته خود را «مردمشناسی جنائی» مینامید. گفته است که کنگرههای جرمشناسی از سال ۱۸۸۵ تا ۱۹۱۴ (هفت کنگره) به نام «کنگره بینالملل مردمشناسی جنائی» Congrès international d’anthropologie Criminelle در شهرهای مختلف اروپا تشکیل گردید.